پژوهشكده تحقيقات اسلامى

39

مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )

پيامبر را به شهادت رساند . از اين رو آن حضرت سپاهى به استعداد سه هزار نفر تجهيز كرد و جعفر را به خاطر لياقت و شجاعت به عنوان فرماندهء اوّل معرفى نمود و پرچمى سفيد براى جعفر بست و او را رهسپار مرز شام كرد . « 1 » با شنيدن حركت سپاه اسلام ، شرحبيل صد هزار سرباز به مناطق مرزى اعزام كرد و خود « قيصر » هم با صد هزار سرباز از روم حركت كرده و در يكى از شهرها به عنوان نيروى پشتيبانى مستقر شد . « 2 » جعفر رشادتهاى بزرگى از خود نشان داد . او هنگامى كه در محاصرهء دشمن قرار گرفت و خود را در آستانهء شهادت ديد ، از اسب پياده شد و براى اينكه دشمن از اسب او استفاده نكند آن را پى كرده ، از كار انداخت و پياده با دشمن جنگيد تا اينكه دست راستش قطع شد ، پرچم را به دست چپ گرفت ، آن دست هم قطع شد . علم را با بازوان خود افراشته نگه داشت تا اينكه با جراحات بسيار به شهادت رسيد . « 3 » روز نبرد موته ، هنگامى كه پيامبر ( ص ) بر منبر نشست ، فاصله ميان ايشان و شام برداشته شد و در حالى كه به ميدان جنگ مىنگريست ، شهادت جعفر را خبر داد و فرمود : او با دو بال ياقوت ، در هر كجاى بهشت كه بخواهد پرواز مىكند . « 4 » زيد بن حارثه : منزلت زيد بن حارثه زيد از بردگانى بود كه پيامبر اسلام او را آزاد كرد . پدر زيد براى بازگرداندن وى نزد پيامبر ( ص ) آمد ، ولى خود زيد حاضر نشد ايشان را ترك كند ، تا جايى كه پدرش او را فرزند خود نمىدانست . از اين رو آن حضرت زيد را كنار كعبه برد و در جمع قريش اعلام كرد : اى مردم ! شاهد باشيد كه زيد فرزند من است . او از من ارث مىبرد و من از او . « 5 »

--> ( 1 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 757 ؛ اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 125 ( 2 ) . سيره حلبيّه ، ج 3 ، ص 66 ( 3 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 761 ( 4 ) . همان مدرك ، ص 761 - 762 ( 5 ) . اصابه ، ج 1 ، ص 563